روایتدرمانی رویکردی در رواندرمانی است که بر داستانهایی که دربارهی خود و زندگیمان روایت می کنیم؛ تمرکز دارد.
ما انسانها با روایتهایی که دربارهی گذشته، حال و آیندهی خود داریم، هویتمان را شکل میدهیم.
در روایتدرمانی، مشاور به شما کمک میکند تا این داستانها را بررسی کرده و بخشهایی را که شما را محدود میکنند، بازنویسی کنید.
این روش به شما امکان میدهد که نقش فعالتری در زندگی خود داشته باشید، الگوهای محدودکننده را تغییر دهید و داستانی روایت کنید که با ارزشها و اهداف شما همخوانی بیشتری دارد.
روایتدرمانی برای افرادی که احساس میکنند درگیر داستانهای منفی یا محدودکننده هستند، روشی کارآمد برای ایجاد تغییرات مثبت است.
روایتدرمانی: سفری برای بازنویسی داستان زندگی
روایتدرمانی یک رویکرد خلاقانه و توانمندساز در رواندرمانی است که به افراد کمک میکند تا داستانهایی که دربارهی خود و زندگیشان ساختهاند را بررسی کنند و در صورت لزوم، آنها را تغییر دهند. این روش بر این ایده استوار است که ما واقعیت زندگی خود را از طریق روایتهایی که دربارهی آن میسازیم، درک و تجربه میکنیم.
اصول کلیدی روایتدرمانی
✅ شما فراتر از مشکلاتتان هستید
در روایتدرمانی، مشکلات بخشی از زندگی فرد هستند، اما هویت او را تعریف نمیکنند. این روش به افراد کمک میکند تا بین “خود” و “مشکل” فاصله بگیرند و مشکلات را بهعنوان چیزهایی که میتوان تغییر داد، ببینند.
✅ قدرت داستانها در شکلدهی به زندگی
روایتهایی که ما دربارهی گذشته، هویت و تواناییهای خود داریم، بر احساسات، تصمیمها و مسیر زندگیمان تأثیر میگذارند. اگر این روایتها منفی یا محدودکننده باشند، میتوانند باعث احساس ناتوانی و درماندگی شوند. روایتدرمانی به شما کمک میکند تا این داستانها را شفافتر ببینید و در صورت نیاز، آنها را بازنویسی کنید.
✅ کشف داستانهای جایگزین
بسیاری از افراد درگیر یک روایت واحد و محدودکننده دربارهی زندگی خود هستند (مثلاً: “من همیشه شکست میخورم” یا “هیچوقت کافی نیستم”). روایتدرمانی به شما کمک میکند که داستانهای فراموششده یا نادیدهگرفتهشدهای را که حاوی نقاط قوت و موفقیتهای شما هستند، دوباره کشف کنید و بر اساس آنها روایت جدیدی برای خود بسازید.
✅ تمرکز بر ارزشها و هویت اصیل فرد
این روش درمانی شما را تشویق میکند که ارزشهای عمیق و معنادار خود را پیدا کنید و داستان زندگیتان را به گونهای بازنویسی کنید که با این ارزشها همسو باشد.
روایتدرمانی چگونه انجام میشود؟
🔹 شنیدن و بررسی روایتهای فعلی: مشاور با شما کار میکند تا داستانهایی را که دربارهی زندگی خود تعریف میکنید، شناسایی کند.
🔹 فاصلهگرفتن از مشکلات: با تغییر زاویهی دید، مشکلات را بهعنوان مسائلی که خارج از شما وجود دارند، میبینید، نه بهعنوان بخشی از هویتتان.
🔹 جستجوی داستانهای جایگزین: روایتهای جدید و توانمندساز که بازتابدهندهی نقاط قوت، ارزشها و انتخابهای شما هستند، شناسایی و پررنگ میشوند.
🔹 بازنویسی داستان زندگی: شما یاد میگیرید که داستان خود را به شیوهای بازنویسی کنید که به شما احساس آزادی، اختیار و رشد بدهد.
روایتدرمانی برای چه کسانی مفید است؟
✅ افرادی که احساس میکنند درگیر الگوهای تکراری منفی در زندگیشان هستند.
✅ کسانی که دچار احساس درماندگی، افسردگی یا اضطراباند.
✅ افرادی که به دنبال تغییرات عمیق و معنادار در زندگی خود هستند.
✅ کسانی که میخواهند داستانی تازه و توانمندساز از خود بسازند.
روایتدرمانی فرصتی است برای بازنگری در داستان زندگیتان، شناسایی بخشهایی که نیاز به تغییر دارند و خلق روایتی جدید که شما را به سوی زندگیای معنادارتر، رضایتبخشتر و قدرتمندتر هدایت کند.
قدرت داستان در شکلدهی به زندگی
داستانی که دربارهی خود و زندگیات باور داری، درشکل دهی زندگی توموثراست.
ما انسانها زندگی را نه فقط بر اساس رویدادها، بلکه بر اساس روایتهایی که دربارهی آن رویدادها میسازیم، درک میکنیم. تجربههای ما مانند قطعات پراکندهی یک پازل هستند، اما چیزی که این قطعات را به هم متصل میکند و به آنها معنا میدهد، داستانی است که ما دربارهی خود، دیگران و جهان میگوییم.
چگونه داستانها زندگی ما را میسازند؟
۱️⃣ تأثیر بر هویت و باورها
هر کسی یک “داستان اصلی” دربارهی خودش دارد که بر احساس ارزشمندی، اعتمادبهنفس و نگرش او نسبت به زندگی تأثیر میگذارد. اگر کسی باور داشته باشد که همیشه قربانی شرایط است، تصمیمهایش بر اساس این روایت خواهد بود و فرصتهای رشد را نمیبیند. در مقابل، اگر کسی باور داشته باشد که قوی و توانمند است، مسیر زندگیاش را بر این اساس خواهد ساخت.
۲️⃣ شکلدهی به احساسات و رفتارها
روایتهایی که ما دربارهی خود و زندگی داریم، احساسات ما را تنظیم میکنند. برای مثال، اگر داستان شما این باشد که “من همیشه آدمهای اشتباهی را انتخاب میکنم”، این احساس ناتوانی میتواند شما را در چرخهای از روابط ناموفق نگه دارد. اما اگر روایتتان را تغییر دهید به “من در حال یادگیری هستم و انتخابهای بهتری خواهم داشت”، رفتارها و احساساتتان نیز تغییر خواهد کرد.
۳️⃣ اثرگذاری بر تصمیمها و مسیر زندگی
انتخابهایی که ما در زندگی میکنیم، به شدت تحتتأثیر داستانهای ذهنی ما هستند. کسی که روایت ذهنیاش این باشد که “من شجاع و خلاق هستم”، به دنبال فرصتهای جدید خواهد رفت. اما کسی که باور دارد “من آدم شکستخوردهای هستم”، ممکن است از هر چالشی بترسد و فرصتهای رشد را از دست بدهد.
۱. مغز چگونه اطلاعات را پردازش میکند؟
✅ داستانها ارتباطات نورونی قویتری ایجاد میکنند
مغز ما بهجای پردازش اطلاعات بهصورت دادههای پراکنده، آنها را بهصورت الگوها و روایتهای منسجم سازماندهی میکند. هنگامی که ما یک داستان میشنویم یا روایت زندگی خود را تعریف میکنیم، شبکههای عصبی مختلف فعال شده و یکپارچگی قویتری بین بخشهای مختلف مغز ایجاد میشود.
✅ فعال شدن چندین ناحیهی مغز بهطور همزمان
وقتی یک دادهی خام (مثلاً یک تاریخ یا یک شماره) به ما ارائه میشود، فقط بخشی از مغز ما (ناحیهی پردازش زبان یا حافظه کوتاهمدت) فعال میشود. اما وقتی اطلاعات در قالب یک داستان بیان میشود:
قشر شنوایی (برای پردازش صداها)،
قشر بینایی (برای تجسم تصاویر ذهنی)،
آمیگدالا (برای پردازش احساسات)،
هیپوکامپ (برای ذخیره اطلاعات در حافظه بلندمدت)
همزمان فعال میشوند.
به همین دلیل است که ما داستانها را بهتر از دادههای خام به خاطر میسپاریم و درک میکنیم.
۲. چرا مغز ما با داستانها همدلی میکند؟
✅ نورونهای آینهای و تجربهی عاطفی مشترک
وقتی داستانی را میشنویم، مغز ما به گونهای واکنش نشان میدهد که گویی خودمان آن را تجربه کردهایم. این به دلیل نورونهای آینهای (Mirror Neurons) است که مسئول همدلی و یادگیری از طریق مشاهدهاند.
مثلاً اگر کسی در داستانی از یک شکست بزرگ صحبت کند، همان نواحی مغزی که هنگام تجربهی واقعی یک شکست فعال میشوند، در ذهن شنونده نیز فعال خواهند شد. این ویژگی باعث میشود که ما نهتنها داستانها را درک کنیم، بلکه آنها را زندگی کنیم.
✅ دوپامین، اکسیتوسین و تجربهی عمیقتر
هنگامی که یک داستان هیجانانگیز، الهامبخش یا احساسی را میشنویم، مغز ما دوپامین ترشح میکند که باعث تمرکز، یادگیری و حافظهی بهتر میشود.
داستانهایی که روابط انسانی و عاطفی را در بر دارند، باعث افزایش اکسیتوسین (هورمون همدلی و ارتباط) میشوند. به همین دلیل، ما با داستانهایی که در آنها شخصیتها با چالشهایی روبهرو میشوند و رشد میکنند، ارتباط عمیقتری برقرار میکنیم.
۳. تأثیر داستان بر هویت و تصمیمگیری
✅ هیپوکامپ و ذخیرهی هویت ما در قالب داستان
هیپوکامپ بخشی از مغز است که اطلاعات را از حافظهی کوتاهمدت به بلندمدت منتقل میکند. مطالعات نشان دادهاند که این بخش از مغز، خاطرات را بهصورت داستانی منسجم ذخیره میکند.
به همین دلیل، هویت ما چیزی جز مجموعهای از داستانهایی که دربارهی خودمان باور داریم، نیست. مثلاً:
اگر کسی همیشه داستانی دربارهی “بیارزشی” خود در ذهن داشته باشد، مغزش تمام تجربیات را در جهت تأیید این روایت پردازش خواهد کرد.
اما اگر این داستان تغییر کند (مثلاً به “من در حال رشد و یادگیری هستم”)، هیپوکامپ به مرور خاطرات را به شکلی متفاوت تفسیر میکند.
✅ مغز ما به دنبال تأیید روایتهای خودش است (Bias Confirmation)
یک اصل کلیدی در علوم شناختی میگوید که مغز تمایل دارد شواهدی را که با باورهای فعلیاش همخوانی دارند، تقویت کند. به این فرآیند سوگیری تأییدی (Confirmation Bias) میگویند.
اگر فردی باور داشته باشد که “من همیشه در زندگی شکست میخورم”، مغزش بیشتر خاطرات مربوط به شکستها را ذخیره کرده و موفقیتهای کوچک را نادیده میگیرد. اما اگر این باور تغییر کند، مغز نیز تجربیات جدید را بر اساس این روایت پردازش خواهد کرد.
۴.چگونه میتوان با استفاده از داستانها مغز را بازنویسی کرد؟
✅ بازنویسی مسیرهای عصبی با روایتهای جدید
یکی از یافتههای مهم نوروساینس انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) است. این ویژگی به ما نشان میدهد که مغز حتی در بزرگسالی نیز قابلیت تغییر و بازنویسی دارد.
با تغییر داستانهایی که دربارهی خود و زندگیمان تعریف میکنیم، میتوانیم مسیرهای عصبی جدیدی بسازیم که رفتارها، احساسات و تصمیمات ما را تغییر دهند.
در قسمت بعدی نقش اسطوره ها در روایت درمانی را تشریح خواهم نمود.
با آرزوی شادکامی – مهدی تهرانی
با احترام
این پدیده رو در کتاب جو دیسپنزا هم خونده بودم
شخصا با توجه به چارتم که خورشید در هبوط دارم و شما گفتید یه نفرین خونه ۱۱ افتاده
خودم رو خیلی قویتر از این در زندگی دیدم و زندگی خوبی داشتم با همین دید
ولی باز در نهایت در موفقیتها به بالا نمیرسم و همیشه متوسط میمونم.