جیوتیش را اغلب برای پاسخ دادن به کار می‌برند؛

اما من جیوتیش را دریچه‌ای می‌بینم که از رهگذر آن بتوان پرسش‌های بهتری طرح کرد.

برای من، چارت تولد پیش و بیش از آنکه مجموعه‌ای از پاسخ‌های قالب‌بندی‌شده و آماده باشد، افقی گسترده از پرسش‌هاست؛

پرسش‌هایی که می‌توانند خلاقانه، گشوده و تا جای ممکن رها از قضاوت و پیش‌فرض طرح شوند.

از دیدگاه من، جیوتیش قرار نبوده به جای انسان سخن بگوید و به جای او تصمیم بگیرد.

گمان نمی‌کنم بنای بنیان‌گذاران و متفکران جیوتیشی این بوده باشد که با قطعیت‌های نجومی، از مواجهه با ابهام‌های ناگزیر زندگی فرار کنند.

زیرا انسان موجودی است که با آنچه به او داده شده یا از او گرفته شده،

با محدودیت‌هایی که انتخاب نکرده

و امکان‌هایی که پیش روی او قرار گرفته‌اند،

نسبتی برقرار می‌کند.

و جیوتیش ـ برای من ـ قرار است به فهم این نسبت کمک کند.

اگر از رهگذر جیوتیش قرار باشد به پاسخی دست پیدا کنیم، آن پاسخ جایی در زندگی زیسته‌ی خود فرد نهفته است.

جیوتیش شاید قلابی باشد که به اعماق اقیانوس زندگی می‌اندازیم؛

تا آنچه را در ژرفای آن پنهان مانده، «خودمان» صید کنیم و به سطح بیاوریم.

جیوتیش برای این نیست که آینده‌ی مبهم را به چیزی معلوم تبدیل کند؛

بلکه برای این است که نسبت خود را با آینده‌ای که همچنان مبهم و گشوده است، آگاهانه‌تر بفهمیم.

قرار نبوده جیوتیش به انسان بگوید:

«تو این هستی.»

بلکه شاید بناست به کمک آن از انسان بپرسیم:

آیا فقط همین شیوه‌ی بودن برای تو ممکن است؟

پرسشی که اگر جدی گرفته شود، نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن عبور کرد.

پرسشی که می‌تواند شیوه‌ی نگاه ما به زندگی را دگرگون کند و امکان‌هایی را پیش چشممان آشکار سازد که پیش‌تر نمی‌دیدیم.

وقتی کسی از رابطه، شغل، مهاجرت، ماندن، رفتن یا هر دوراهی دیگری می‌پرسد، من تنها به دنبال نشانه‌ای برای پیش‌بینی شکست و پیروزی یا تعیین ماندن و رفتن نیستم.

به کمک شبکه‌ی درهم‌تنیده، منسجم و پیچیده‌ای که جیوتیش پیش چشمان ما قرار می‌دهد، من و مراجعم تلاش می‌کنیم برای لحظه‌ای از موقعیتی که ما را در خود محصور کرده بیرون بایستیم و آن را از افقی بازتر ببینیم:

مثلا:

رابطه را،

تاریخچه‌اش را،

آنچه بر ما بر جای گذاشته،

شیوه‌ای را که تاکنون در آن زیسته‌ایم،

امکان‌هایی را که بسته،

و امکان‌هایی را که هنوز می‌تواند بگشاید.

از این منظر، خواندن چارت برای من اعلام سرنوشت نیست؛

بلکه گشودن فضایی است که در آن بتوان

ادامه‌ی گذشته را از سر نوشت!

مهدی ن.تهرانی

مرداد ۴۰۵